• کدخبر: 297
  • تاریخ انتشار خبر: ۷:۱۱ ق.ظ - سه شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲
  • چاپ خبر
آیا دشمن ما آمریکاست؟
سید علی فیض آبادی

آیا دشمن ما آمریکاست؟

در شرایط کنونی که فشارهای اقتصادی وارد بر کشور، اوضاع معیشتی مردم را با چالش مواجه کرده است، بسیاری از رجال سیاسی چاره‌ی مقابله با این امر و بهبود این وضعیت را در موردی جستجو می‌کنند که ظاهراً با مبانی انقلاب در تضاد بوده و هست: «رابطه با آمریکا»

در انتخابات گذشته، برخی معتقد بودند که یکی از راه‌های گذر از بحرانی – البته به گفته خودشان – که اقتصاد کشور را در بر گرفته تنها بر این امر استوار است واین خواسته را با ادبیاتی چون تنش‌زدایی و امثال آن ابراز می‌کردند.

رابطه‌ای که پس از انقلاب تقریباً به طور کامل قطع شد و تا به امروز نیز به همان شکل مانده است، البته در مدت این سی و چند سال موافقین و مخالفین بسیاری داشته است و این مسئله هر از چند گاهی در سطح سیاسی جامعه مطرح می‌شود.

برای بررسی این مطلب که آیا اصولاً ایجاد رابطه مجدد با آمریکا، جائی در مبانی این انقلاب دارد یا نه باید به یک پرسش اساسی پاسخ داد:

که اصلا این رابطه چرا قطع شد؟

برای پاسخ دادن به این سؤال ابتدا باید چند مطلب را متذکر شد:

اول: روشن ساختن این کلام حضرت امام (ره) که پایه گذار فصل این رابطه بود “آمریکا شیطان بزرگ است

در آموزه‌های اسلامی ما که سرآمد آنان همانا قرآن مجید است، بارها از شیطان به عنوان دشمن آدم، نام برده شده است و انسان را از او بر حذر داشته‌اند. در مورد دشمنی شیطان با آدم و فرزندان او از شدت وضوح نیازی به ذکر دلیل نیست، اما آن‌چه که امریکا و یا هر موجود دیگری را از مصادیق شیطان می‌شمارد نیاز به بیان ادله و شواهدی دارد. به عبارت دیگر باید روشن شود که هر موجودی که در او مصادیق شیطنت دیده می‌شود از آن جنبه می‌تواند دشمن انسان و انسانیت باشد.

دوم: چرا حضرت امام، آمریکا را از مظاهر شیطان می‌دانستند و او را دشمن جامعه انسانی می‌خواندند.

یافتن پاسخ این سؤال کار دشواری نیست. کافی است به صحبت‌های آن پیر فرزانه رجوع کنیم.

ما با سینما مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم”

و یا این قول که: ” آنها قصد دارند با فرهنگ فحشا جوانان ما را زمین گیر کنند تا دیگر کسی اعتراض نکند

و بسیاری دیگر از این دست سخنان که شنیده‌ایم. اما نکته مهم اینجاست که منظور امام (ره) از زمین‌گیر شدن جوانان چیست و یا به چه چیزی نباید اعتراض کرد.

آیا منظور صرفاً اعتراض به امور اقتصادی است و یا امور زیر بنائی نظیر ساختن راه و خدمت رسانی به تمام اقشار جامعه، یا اینکه مسئله، مهم‌تر از این امور است و یا اینکه آیا انقلاب مردم به رهبری حضرت امام (ره) فقط برای ساماندهی به این امور بوده است امور معیشتی مردم یا اینکه خیر. البته ناگفته نماند که این امور هم در جای خود حائز اهمیت است اما سؤال اینجاست که اهداف اصلی و زیر بنائی انقلاب چه بوده است؟ باز می‌توان برای پاسخ به سخنان امام راحل (ره) رجوع کرد: “نگوئید انقلاب کردیم اما چیزی نشد، همه چیز شده است. ما انقلاب نکردیم تا خیابان‌هایمان آسفالت شود و چه و چه. البته انها هم می‌شود، بلکه ما انقلاب کردیم تا دست استکبار را کوتاه کنیم، تا بساط فحشا را جمع کنیم.

با نگاهی به این سخنان و بسیاری نمونه‌های دیگر در می‌یابیم که انقلابی که رهبرش امام (ره) بود چه اهدافی داشت؟ اعم از مبارزه با استکبار که از اهداف اصلی ان به حساب می‌آید .

در سخنان امام از زمین‌گیر شدن انسان‌ها توسط فحشا که ره‌آورد مصادیق شیطنت است، نمونه بسیار است اما مبنای این حرف چیست؟ چرا فحشا انسان را زمین‌گیر می‌کند؟

سوم: پاسخ به سوال فوق

انسان موجودی است خلق شده با فطرت الهی که این فطرت او را از دیگر موجودات متمایز می‌سازد.

او تنها موجودی است که حشر الهی دارد (دارای معاد است) بنابراین نسخه زندگی او با دیگر مخلوقات متفاوت است، اگر انسان، راهی در پیش دارد که انتهایش نیل به خالق است، پس او در این جهان مسافر است نه مقیم؛ و احکام مسافر با مقیم فرق دارد. کسی که مسافر است خود را مشغول به راه نمی‌کند، چرا که او را از رسیدن به مقصد باز می‌دارد.

جوانی که مشغول لذایذ دنیوی شد و در امور دنیا غرق شد، دیگر از مقصد خبری ندارد و به همین دلیل از او به فرد زمین‌گیر یاد می‌کنند، چرا که مشغول مشتهیات زمینی خود شده است.

این گوشه‌ای از معانی، بیان مختصر حضرت امام (ره) بود که تا اندازه‌ای این حرف را روشن می‌سازد که چرا امریکا و اساساً هر اجتماع دنیا زده‌ای با اسلام و انسان دشمن بوده و واجب ترک است.

شاید اکنون بتوان گفت که منظور امام (ره) از دشمنی با امریکا چیست. البته این یکی از وجوه شیطنت بود، اما شیطان وجوه دیگری هم دارد، از جمله خوی استکباری آن.

چهارم: چرا استکبار برای انسان دشمن به حساب می‌آید :

این وجه از وجوه شیطنت، امری است که در بیانات امام (ره) بسیار از آن یاد شده است و از علل اساسی دشمنی با ملت‌ها شمرده شده است. تا جائی که امام مستضعفین را در مقابل مستکبرین قرار داده و ایشان را صاحبان اصلی حکومت و دشمن مستکبرین می‌داند .

توضیح:

استکبار همان خوئی است که شیطان را از درگاه الهی راند و برای انسان موحد، این امر، بزرگترین دشمنی به حساب می‌آید. چرا که انسانی که خالق خود را شناخت و دانست جز او مالک و صاحبی ندارد، دیگر در مقابل هیچ ابر قدرتی سر خم نمی‌کند که اگر این‌‎گونه شد و سر تعظیم در مقابل غیر حق خم کرد، همانا مشرکانه عمل کرده، نه موحدانه، انسان موحد جز از قوانین حق از قانون دیگری پیروی نمی‌کند و حتی در تعامل با دیگران، اوامر خالق را مد نظر دارد نه خواهش‌های بیگانه را .

این همان اصلی است که بنیان‌گذار انقلاب با توجه به این اصل، آمریکا و تمامی ابر قدرت‌های زمان را دشمن مردم مستضعف تمام جهان دانست. مردمی که از آن جهت که انسانند نباید زیر بار ظلم مستکبرین روند واین دعوت جهانیان است به اصل توحید .

نتیجه:

بنابراین، سخن امام مبنی بر دشمنی اسلام (ویا تمام انسانهای آزاده) با ابرقدرت‌های زمان و قطع هر گونه رابطه دوستانه با آنان، بر پایه اصل اصیل توحید بوده و حد و مرز وزمان خاصی نداشته و ندارد و تا زمانی‌ که مستکبر بر حال خود باقی است عدول از این رویه، منحرف شدن از راه امام که همان راه انقلاب است می‌باشد .

و اگر کسی از این راه خواست نظری جلب کرده و به خیال خود درد مردم را درمان کند، باید بداند که درمان درد امت در بیگانه‌پرستی نیست و این کوشش، کوششی بیهوده است چرا که هیچ موجودی به غیر خدا امید نبست مگر آنکه نا امید شد.

زغیـر طلب کند جـاهل و ندانـد کـه

زغیر نمی‌رسد روزی به دستِ غیر

درج دیدگاه

اخرین اخبار