• کدخبر: 31180
  • تاریخ انتشار خبر: ۱۱:۵۴ ق.ظ - پنج شنبه ۱۳۹۵/۰۲/۲۳
  • چاپ خبر
جستاري در ادبيات ظلم‌ستيزانه بنيانگذار انقلاب اسلامي:

امام و قیام علیه ظلم «ضالین»

از اینجا متوجه می‌شویم که ریشه تفکر انقلابی امام خمینی را باید در اندیشه ائمه(ع) جست و جو کرد و این موضوع به این معناست که انقلاب اسلامی همان استمرار حرکت انبیا و ائمه (ع) است.

به گزارش چادگان نا؛ امام و قیام علیه ظلم «ضالین»امام خمینی(ره) اندیشمندی است که توانست بین نظر و عمل در جامعه به یک اجماع و وحدتی برسد و آن به این صورت است که بر مبنای نظر سیاسی و اجتماعی اسلام و تشیع توانست به عرصه عمل وارد شود و مفاهیمی که تا آن دوره تنها در عالم نظر باقی مانده بود را به عرصه عمل بیاورد و به منصه ظهور رساند.

اوج و نتیجه اندیشه سیاسی و اجتماعی امام در ظهور و بروز انقلاب اسلامی است؛ که خود به نوعی احیاکننده اندیشه دینی در سپهر سیاستِ جهان است. این موضوع خود سبب شد تا نظام جهانی را به پتانسیل دین در امر حکومت‌داری متذکر کند و از این روی در برابر نفوذ و عالمگیر شدن اندیشه غرب که ذاتاً اومانیستی و سکولار است ایستادگی کند. از جمله عناصری که در اندیشه امام خمینی نقش اساسی دارند دو مفهوم «عدالت» و «ظلم‌ستیزی» هستند؛ چه آن که به‌واسطه ظلم‌ستیزی می‌توان به عدالت رسید.

اما یک نکته اساسی این است که تا قبل از وقوع انقلاب اسلامی دنیا تماماً رو به سوی نظام حکومتی لیبرال دموکراسی داشته است ولی امام خمینی با بیان نظریه ولایت فقیه در شیوه حکومت‌داری دوباره به دنیا اعلام کرد که می‌توان با دین نیز در عصر حاضر حکومت کرد و از این رو به نوعی پایه‌های اندیشه غربی به طور عام و لیبرال دموکراسی و سایر اشکال حکومت غیر دینی را به چالش کشید.

و این به گونه‌ای شد که بعد از آن جامعه‌شناسان و سیاست‌شناسان را مجبور کرد که در اندیشه‌های خود پیرامون وقوع انقلاب‌ها تجدیدنظر کنند و از سوی دیگر تأثیر اندیشه امام و انقلاب اسلامی در نظام بین‌الملل امروزه نیز به گونه‌ای بوده است که در منطقه شامل تحولات با منشأ اسلام‌خواهانه متعددی هستیم.

یکی از مشخصه‌های اصلی اندیشه امام خمینی(ره) از اسلام، همان برداشت سیاسی ایشان از آن است. به گفته ایشان: «اسلام تمامش سیاست است. . . سیاست مدرن از اسلام سرچشمه می‌گیرد.»(صحیفه امام ج۲۱ص ۴۰۲و۴۰۳٫)امام خمینی (ره) تفسیری را از دین ارائه می‌دهند که در آن اسلام برخلاف مکتب‌های غیرتوحیدی در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت دارد( همان).

امام خمینی به عنوان یکی از شخصیت‌های مؤثر قرن بیستم در حوزه سیاسی و اجتماعی شناخته شده است. حرکت سیاسی اجتماعی امام چالش‌های اساسی را با غرب به وجود آورده است. فهم این چالش‌ها از آن رو اهمیت دارد که می‌تواند آینده انقلاب اسلامی در برابر دنیای غرب را بهتر ترسیم کند.

امام و قیام علیه مسیر «ضالین»
امام درباره عدالت می‌فرمایند: «سه راه هست: یک راه مستقیم، و یک راه شرقى؛ مغضوب‏ عَلَیْهِمْ‏ و یک راه غربى؛ «ضالین». شما به همین راه مستقیم که راه انسانیت، راه عدالت‏، راه جانبازى براى اسلام و عدالت‏ اسلامى است بروید» (امام خمینی، تفسیر سوره حمد: ۲۳۳).

«هر یک از انبیا که آمدند، براى اجراى عدالت آمدند و مقصدشان هم این بود که اجراى عدالت را در همه عالم بکنند لکن موفق نشدند. حتى رسول ختمى- صلى الله علیه و آله و سلم- که براى اصلاح بشر آمده بود و براى اجراى عدالت آمده بود و براى تربیت بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به این معنا»(صحیفه امام، ج ۱۲: ۴۸۰).

نکته مهم این است که امام اساساً برای تحقق عدالت بیش از هرچیز به دنبال مبارزه با فساد بودند و غالباً از منظر ظلم‌ستیزانه بر همراه‌کردن آحاد جامعه و توده‌ها در همه زمینه‌ها تأکید دارند. امام برای مبارزه با فساد؛ حضور آحاد مردم را تنها راه می‌دانستند. چه آنکه اگر حضور اقشار مختلف مردم در صحنه جامعه پررنگ شود، سیستم نظارتی قدرتمندی شکل می‌گیرد که هیچ فرد یا گروهی نمی‌تواند از آن فرار یا سوءاستفاده کند. در زمینه عدالت امام شکل‌گیری فرهنگ ظلم‌ستیزی را مدنظر دارد.

جامعه‌ای که زیر بار هیچ ظلمی نمی‌رود. اگر حکومت اسلامی توانست حقش را بگیرد که هیچ، اگر نه خودش قیام می‌کند و مقابله.

در چنین شرایطی حاکم و حکام هم نمی‌توانند رفتارها و منش ناعادلانه‌ای را در پیش بگیرند، چراکه دیر یا زود با واکنش توده مردم روبه‌رو خواهند شد:‌«کوشش همه مردم باید این باشد که زیر بار ظلم نروند. همان طورى که ظلم حرام است، زیر بار ظلم رفتن هم حرام است. مظلوم شدن غیر زیر بار ظلم رفتن است. آدم باید تا آنجا که قدرت دارد زیر بار ظلم نرود. یک وقت زور است دیگر، چه بکند؟

باید تن ندهد به ظلم. کوشش کند که ظلم را برطرف کند. در دستورات اسلام است که اگر کسى آمد توى خیابان، حمله کرد به کسى بکشیدش.

دفعش کنید و لو کشته بشود. اگر کسى آمد حمله کرد به شما، و‌لو بخواهد مالتان را ببرد دفعش کنید، ولو کشته بشود. جلو ظلمش را بگیرید. نباید انسان تن در بدهد به اینکه یک کسى بیاید به او ظلم کند. حکومت اسلامى اگر پیدا شد قطع ریشه ظلم است. یعنى حاکمش هم نمى‏تواند ظلم بکند. رئیس دولتش هم نمى‏تواند ظلم بکند. اولاً موظف است نکند. ثانیاً بخواهد بکند نمى‏گذارند او را. حکومت‌هاى اسلامى حکومت‌هاى عدالت است.
براى عدالت آمده‏ اند. حکومت‌ها نیامدند که به مردم بزرگى بفروشند. حکومت‌ها خدمتگزار باید باشند.

اگر از خدمتگزارى تخلف بکنند خلاف موازین اسلام است. این طور نبوده است که حکومت‌هاى صدر اسلام بخواهند که یک آقایى به مردم بفروشند. بخواهند که قدرتمندى کنند. آنها براى خدمت به مردم و جنگ‌هایى که مى‏کردند هم، خدمت به مردم بوده و تمام اقداماتشان براى این بوده است که مردم را نجات بدهند»(صحیفه امام، ج ۱۱: ۲۶۴٫)

ظلم‌ستیزی، گفتمان جریان ساز امام
مفهوم «ظلم» هرگز در علوم انسانی مطرح نشده است، نه اینکه ساحت علوم انسانی و حوزه‌های پژوهشی علم از ظلم بری است، اما ظلم هرگز به عنوان یک متغیر در پژوهش علوم انسانی وارد نشده است. شاید اگر ظلم وارد گفتمان‌های رایج مدرنیته می‌شد خیلی زود بنیان‌های مدرنیته را از بین می‌برد. اما امام خمینی (ره) با ابراز این مفهوم به عنوان یکی از مفاهیم اساسی انقلاب اسلامی؛ در برابر نظام سرمایه‌داری و سلطه غرب ایستادگی کرد و برای همین هم انقلاب اسلامی درست نقطه مقابل تفکر غرب قرار گرفت.

امام خمینی(ره) بدواً به بهانه بی‌اعتنایی به شریعت علیه حکومت پهلوی قیام نکرد؛ بلکه او معترض ظلم حکومت پهلوی شد. به عبارت دیگر در پی تحقق عدالت علیه عالم کنونی قیام کرد. امام در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۳۴۳ طی سخنرانی‌ای در تحلیل قیام ۱۵ خرداد۱۳۴۲ فرمود: «شما دیدید که روزنامه اطلاعات در روز سه شنبه هجدهم فروردین نوشت که روحانیون بحمدالله خیلی جای خوشوقتی است، بعضی مجلات هم نوشته بودند، لکن این بیشتر منتشر می‌شود، جای خوشوقتی است که مقامات روحانی با دولت موافقت کردند در انقلاب شاه و ملت. رفتند تهران اعتراض کردند که آقا این روحانی را معرفی کنید؛ این خمینی است؟ تا ما بگوییم علیه‌العنه. سایر علما کدامند؟ خوب معرفی کنید دست بگذارید رویش.

این علمای اسلام در ماورای جو هستند؟ اینها که با شما یک قرارداد سری کرده‌اند، خوب اسم ببرید. آقا اگر مردی اسم ببر؛ بگو که خمینی، توی حبس ما رفتیم پیش او و او گفت که بر گذشته‌ها صلوات! خمینی غلط می‌کند همچو حرفی می‌زند خلاف دین اسلام؛ خمینی می‌تواند تفاهم کند با ظلم؟ غلط می‌کند. خمینی آنجا هم که بود، تو حبس هم که بود مجد اسلام را حفظ می‌کرد، می‌تواند حفظ نکند؟ اسلامی که پیغمبر اسلام اینقدر زحمتش را کشیده است؛ ائمه هدی اینقدر خون دلش را خورده‌اند؛ علمای اسلام اینقدر زحمت کشیدند؛ خمینی و امثال خمینی می‌تواند که یک چیزی بگویند که بر خلاف مصالح اسلام باشد؟ خمینی را از جامعه بیرون می‌کنیم»(صحیفه امام ج اول:۲۹۰٫)
روح‌الله نامداری در پایان‌نامه ارشد خود عنوان کرده است که معمولاً در اندیشه سیاسی ظلم یک مسئله حاشیه‌ای انگاشته می‌شود و ذیل حکومت مطرح است اما آنچه از آثار امام برمی‌آید این است که حکومت ذیل مبارزه با ظلم مطرح شده است (نامداری، ۱۳۹۰) و این مسئله بوده است که هم سبب پیروزی انقلاب اسلامی شده است و از سوی دیگر نیز حفظ این موضوع سبب و علت استمرار اصلی انقلاب اسلامی است و زمانی که حاکمیت ذیل مبارزه با ظلم تعریف شود، آنگاه مسیرش مبارزه با اشرافی‌گری و مبارزه با استکبار و قدرت‌های مستکبر در عرصه بین‌الملل است.

همچنین امام در نامه‌ای به سید‌حمید روحانی مورخ انقلاب اسلامی متذکر می‌شوند: شما باید نشان دهید که چگونه مردم، علیه ظلم و بیداد، تحجر و واپسگرایی قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدی را جایگزین تفکر اسلام سلطنتی، اسلام سرمایه‌داری، اسلام التقاط و در یک کلمه اسلام امریکایی کردند(صحیفه، ج ۲۱: ۲۴۰٫)

امام خمینی در جایی عنوان می‌کنند: یکی از مبانی اختصاصی شیعه، مبارزه با ظلم و دولت‌های ظالم است. دیکتاتوری از اول پیدایش و بروز آن، شیعه علیه آن زور و ستم مبارزه کرده‌اند. در سایر مذاهب، مذهبی مثل شیعه نیست که قیام علیه باطل بنماید، این از خصوصیت بارز شیعه است(صحیفه، ج ۵: ۷۰٫)

از اینجا متوجه می‌شویم که ریشه تفکر انقلابی امام خمینی را باید در اندیشه ائمه(ع) جست و جو کرد و این موضوع به این معناست که انقلاب اسلامی همان استمرار حرکت انبیا و ائمه (ع) است.

اندیشه امام (ره) در برابر ظالمان جهانی
امام خمینی(ره) دایره ظلم‌ستیزی را به فراسوی مرزها کشیده و تن دادن به ظلم را در برابر قدرت‌های استکباری سبب‌ساز بازتولید بی‌قانونی جهانی می‌داند:

انظلام بدتر از ظلم است، اعتراض کنید، انکار کنید، تکذیب کنید، فریاد بزنید. باید در برابر دستگاه تبلیغات و انتشارات آنها دستگاهی هم این طرف به وجود بیاید تا هرچه به دروغ می‌گویند، تکذیب کند. بگوید دروغ است… (صحیفه، بی‌تا: ۱۰۶٫)

امام در پیام به مسلمانان ایران و جهان و زائران بیت‌الله می‌نویسد: موعظه خدا را یادآور مى شویم که انی تَقُومُوا للهِ مثنى و فُرادى ثُمَّ تَتَّفَکروا؛ براى خدا قیام کنید و از تنهایى و غربت نهراسید، مساجد بهترین سنگرها و جمعه و جماعات مناسب‌ترین میدان تشکل و بیان مصالح مسلمین مى باشند. امروز دولت‌ها و سرسپردگان ابرقدرت‌ها اگر چه به جنگ جدى با مسلمانان برخاسته‌اند و همچون دولت هند مسلمانان بی‌گناه و بى‌پناه و آزاده را قتل عام مى‌کنند ولى هرگز جرئت و قدرت تعطیل مساجد و معابد مسلمین را براى همیشه ندارند و نور عشق و معرفت میلیون‌ها مسلمان را نمى توانند خاموش‌کنند.

در عین حال اگر آنان مساجد و محافل مذهبى و سیاسى علماى اسلام را به تعطیلى بکشانند و حتى علماى اسلام را در ملأ عام به دار کشند، خود دلیل مظلومیت اسلام و موجب توجه بیشتر مسلمانان به روحانیت و پیروى از آنان مى‌شود. مگر نه این است که خداوند از علما پیمان گرفته است که در برابر ستم ستمکاران و ظلم جنایت‌پیشگان ساکت و آرام نمانند؟

مگر نه این است که علما حجت پیامبران و معصومین بر زمین هستند؟ پس باید علما و روشنفکران و محققان به داد اسلام برسند و اسلام را از غربتى که دامنگیرش شده است نجات دهند و بیش از این کلت و حقارت را تحمل نکنند و بت سیادت تحمیلى جهانخواران را بشکنند و با بصیرت و سیاست چهره منور و پر اقتدار خود را آشکار سازند و در این راستا، دو چهره‌ها و روحانى‌نمایان و دین به دنیافروشان و قیل و قال‌کنندگان را از خود و از کسوت خود برانند و اجازه ندهند که علماى سوء و تملق‌گویان ظلمه و ستمگران، خود را به جاى پیشوایان و رهبران معنوى امت‌هاى اسلامى بر مردم تحمیل کنند و از منزلت و موقعیت معنوى علماى اسلام سوء‌استفاده کنند.

روحانیون متعهد اسلام باید از خطر عظیمى که از ناحیه علماى مزور و سوء و آخوندهاى دربارى متوجه جوامع اسلامى شده است سخن بگویند، چراکه این بی‌خبران هستند که حکومت جابران و ظلم سران وابسته را توجیه و مظلومان را از استیفاى حقوق حقه خود منع و در مواقع لزوم به تفسیق و کفر مبارزان و آزادیخواهان در راه خدا حکم مى دهند که خداوند همه ملت‌هاى اسلامى را از شرور و ظلمت این نااهلان و دین‌فروشان نجات دهد (صحیفه، ج ۲۰: ۳۳۸٫)

امام در اینجا از دو نوع روحانیت حرف می‌زند؛ یک نوع روحانیتی که در برابر ظلم ایستادگی می‌کند و با آن می‌جنگد و به نوعی این روحانی انقلابی است که به نوعی نسبت به اسلام و مسلمین دارای خودآگاهی راستین می‌باشد و نوع دیگر روحانیت یا به قول امام آخوندهای درباری هستند که توجیه‌کننده ظلم و ستم‌های حکومت‌های ظالم و ستمگر هستند.

امام مبارزه با ابرقدرت‌ها را وظیفه‌ای می‌دانستند که از سیره انبیا الگو‌برداری شده بود و از این رو اندیشه ایشان استمرار حرکت انبیا بود.

همه انبیا آمدند و با قلدرها دعوا کردند… هر کس نگاه کند به سیره انبیا از صدر عالم تا حالا، مى بیند که آنى که اطراف انبیا جمع شدند مظلوم‌ها هستند، آنى که مقابل انبیا بودند قلدرها بودند… و یک دسته هم مستضعفین جامعه هستند که اکثریت و یک اکثریت محروم هستند، این دسته هم با شما هستند… مقصد این بوده است که ریشه استکبار را از جهان بکنند و مردم را از این ظلم‌هایى که بر ایشان می‌شود نجات بدهند. از این جهت، دو طایفه به شما توجه دارند: یک طایفه مستکبرین و سودجوها و طوایفى که به آنها وابسته هستند.

آنها را توقع نداشته باشید که با شما صلح بکنند، آنها هم نخواهند صلح کرد… سیره انبیا از صدر عالم تا زمان خاتم همین بوده است که در مقابل این قدرت‌هایى که ظالم بودند… هیچ اشکال ندارد که این برنامه، شما اگر در خارج تحقق پیدا کند، تمام مظلوم‌هاى جهان دورش جمع مى‌شوند (صحیفه امام، ج ۱۸: ۵۰۷٫)

امام خمینی (ره) با به منصه ظهور رساندن اندیشه ولایت فقیه در قالب انقلاب اسلامی و با بیان شعار نه شرقی و نه غربی در پی احیای یک نظم جایگزین برای جهان بودند و با احیای مفاهیمی همچون ظلم‌ستیزی که هیچ گاه در علوم انسانی جایگاهی نداشتند قدرت‌های سلطه‌گر را به چالش کشیدند.

آن چه که در اندیشه امام بسیار مهم است عدالت‌محوری با توجه به روحیه ظلم‌ستیزی است که آن را در اسلام ناب محمدی متجلی می‌داند و اسلام امریکایی را آفت و مانع تحقق اسلام ناب می‌داند. از این رو با احیای اندیشه اسلام ناب بود که امام توانست بین نظر و عمل پیوند دوباره‌ای برقرار کردند و نظم نوین دنیا را به چالش بکشاند و مسیر حاکمیت اندیشه سیاسی را دوباره احیا کند.

نویسنده : پیمان محمودی

منابع:
– صحیفه امام خمینی (ره) جلد ۱و ۵و۱۱و۱۲و ۱۸و ۲۰ و ۲۱
– امام خمینی، بی‌تا، ولایت فقیه، قم، آزادی
– امام خمینی، تفسیر سوره حمد
– نامداری، روح‌الله (۱۳۹۱)، نسبت تمدن اسلامی و مدرنیته از دیدگاه امام خمینی(ره)، پایان‌نامه مقطع ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه باقر العلوم(ع

درج دیدگاه

اخرین اخبار

تبلیغات