• کدخبر: 36391
  • تاریخ انتشار خبر: ۴:۱۷ ب.ظ - سه شنبه ۱۳۹۵/۰۹/۳۰
  • چاپ خبر
img_4191
یاداشتی به مناسبت شب یلدا؛

آداب و رسوم شب یلدا در چادگان

چادگانی ها برای یلدا احترام زیادی قائل بوده و به سبب این که سنت قدیمی است، از زمان قدیم تاکنون وجود داشته و با آداب و رسوم خاصی این شب را به پایان می رسانند.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری و اطلاع رسانی شهرستان چادگان

بوی یلدا را می شنوی…؟

انتهای خیابان آذر …

باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان…

قراری طولانی به بلندای یک شب….

شب عشق بازی برگ و برف پاییز چمدان به دست ایستاده، عزم رفتن دارد.

آسمان بغض می کند… می بارد… خدا هم می داند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست.

دقیقه ای بیشتر، مهلت ماندن می دهد.

آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد.

دستی تکان می دهد.

قدمی بر میدارد.

سنگین و سرد کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز… و….تمام می شود.

پاییز….

ای آبستن روزهای عاشقی … رفتنت به خیر… سفرت بی خطر….

یلدا مبارک

شب چله یا یلدا چه روزی از سال است؟ شب چله یا یلدا، بلند ترین شب سال در نیم کره شمالی زمین است این شب به زمان بین غروب آفتاب از۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی اطلاق می شود.

این شب در نیم کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از زمان به  بعد طول روز بیشتر وطول شب کوتاه تر می شود.

واژه یلدا به معنای (زایش زاد روز) وتولد است.

یلدا نزد ایرانیان

ایرانیان باستان اول زمستان را شب زایش مهروبه همین دلیل به این ماه بعد از یلدا (دی)که در زرتشت به معنای دادار وآفریننده می گفتند ماه تولد خورشید بود.

ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که بلندترین وتاریک ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند.

ایرانیان گاه شب یلدا راتا دمیدن پرتوی پگاه در دامنه کوه های البرز به انتظار باز زاییده شدن خورشید می نشستند.

آیین مهر شاهان ایرانی درروزاول دی ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می گذاشتند وبا جامه ای سفید به صحرا میرفتن وبر فرشی سپید می نشستند وهمه اوامر پادشاه (غلام ها ، سربازان و ….) آزاد بودند.

بنابر سخن ایرانیان گذشته روز های بعد ازشب چله، به دو قسمت تقسیم می شوند: اول: چله بزرگ که از یکم دی ماه تا چهل روز بعد از آن است، دوم: چله کوچک که تا پنجم اسفند ماه ادامه دارد.

یلدا و آداب و رسوم آن در چادگان

چادگانی ها برای یلدا احترام زیادی قائل بوده و به سبب این که سنت قدیمی است، از زمان قدیم تاکنون وجود داشته و با آداب و رسوم خاصی این شب را به پایان می رسانند.

یلدا در زمان گذشته چادگان وروستاهای همجوار

در گذشته در این شب تمام افراد فامیل و همسایه ها به خانه بزرگ  فامیل  یعنی  پدر بزرگ و مادر بزرگ ها میرفتند ودرخانه آنها دور هم پای کرسی که  برروی آن سینی بزرگی از میوه های زمستانه (انار، پرتقال، نارنگی و …) و هندوانه و همچنین خشکبار های (کشمش، سنجد، توت و…) قرار داشت می نشستند و به بعد از معاشرت میان افراد یک نفر برای بقیه قصه تعریف می کرد و برای هر شخصی که مایل بود فال حافظ میگرفت.

البته مهمانی شب یلدا در آن زمان صرفا” دور هم بودن افراد نبود، بلکه کنار هم بودن را تجربه می کردند واز مشکلات یکدیگر باخبر می شدند ودر صدد حل آنها بر می آمدند و در گذشته دوستی و کنار هم بودن ها بیشتر بود وهیچ گونه تجمل وچشم وهم چشمی وجود نداشت، آنها حتی با کمترین میوه وشیرینی صرفا” با کنار هم بودن یلدا را جشن می گرفتند .

یلدا در زمان حال

یلدا در زمان حاضر با این حال که اصل یلدا حفظ شده است، اما این رسم هم مانند سایر رسوم که مورد تحول قرار گرفته وبه قول مردم دیگر، آن شور ودورهم بودن را ندارد مهمانی های شب یلدا به چشم وهمچشمی تبدیل شده وآن شور و صفای گذشته نیست، باز هم اکنون مردم چادگان سعی می کنند در این شب جمع شوند وباز آن عشق وباهم بودن را در میان خود تقویت می کنند .

رسم شب چله بردن برای تازه عروس ها:

شب چله درمیان خانواده هایی که تازه عروس دارند متفاوت است، آن ها یک شب قبل از یلدا برای عروس خود به قول خودشان شب چله آماده می کنند که شامل هندوانه که آن را را باشیوه مختلف تزئین می کنند و بعد از آن تمام میوه های زمستانی و کدو، ماست، ترشی، آش (شله برنجی )، نارگیل، آجیل، لبو،شیرینی وهمچنین برای شخصی که سال اول نامزدی اوست یک تکه طلا تهیه می کنند و لباس های زمستانه که به انتخاب خود عروس خانم ها است .

در شب چله آقا داماد به همراه خانواده اش به خانه عروس خانم میروند و در کنار هم شب پر از خاطره ای را پشت سر می گذارند.

چرا هندوانه باید باشد

هندوانه میوه ای است که هیچ گاه ازقلم نمی افتد، زیرا شمارزیادی بر این باورند که مقداری هندوانه بخورند در سراسر چله بزرگ وکوچک یعنی زمستانی که مقابل است سرما برشما غلبه نخواهد کرد و سرما  نمی خورند.

پای داستان های پدربزرگ ومادربزرگ ها

مادر بزرگ می گوید: خاله پیره زنی بوده درزمان گذشته که یک چوب نیم سوخته داشته وبا آن کل چله بزرگه را باشعله هایش پشت سر می گذاشته، زمانی که پیرزن چوب خود را به داخل آب می انداخت مردم می فهمیدند که چله بزرگه تمام شده وچله کوچیکه ازراه رسیده است.

یامیگه:چله بزرگه وقتی نزدیک چله کوچیکه میشه، اونوقت چله کوچیکه بهش سرکوفت میزنه که طولانی بودی ولی سردنبودی ومیگه برو دیگه با اون قد درازت حالا سرما را بهت میگم چیه !؟

چله بزرگه هم برای این که کم نیاره  روز های آخر خود را به ویژه، چهار روز آخر را سرمای شدیدی ایجاد می کند وبر همین اساس زمانی که هوا گرم تر می شود مردم می گفتند: باشه بابا سردی، برو دیگه وآغاز چله کوچیکه می شود حتی یک شعر هم به سبب سرما شدید میخواندند.

چار چار چله ها شد        زق زق بچه ها شد         میو میو گربه ها شد

و ننه سرما می آمد و تمام زمستان را در کنار مردم می ماند تا بابا نوروز از راه برسد.

سرکار خانم کشفی

انتهای پیام/چ

درج دیدگاه

اخرین اخبار