پرش به محتوا

چگونه «ظرفیت گفت‌وگو» جامعه را در میانه جنگ حفظ کنیم؟ / نجات «سیاست» از آتش بحران / چرا علوم اجتماعی نباید میدان گفت‌وگو را به منطق جنگ واگذار کند؟

  • از

چگونه «ظرفیت گفت‌وگو» جامعه را در میانه جنگ حفظ کنیم؟ / نجات «سیاست» از آتش بحران / چرا علوم اجتماعی نباید میدان گفت‌وگو را به منطق جنگ واگذار کند؟

چگونه «ظرفیت گفت‌وگو» جامعه را در میانه جنگ حفظ کنیم؟ / نجات «سیاست» از آتش بحران / چرا علوم اجتماعی نباید میدان گفت‌وگو را به منطق جنگ واگذار کند؟

پیام اصلی غلامرضا کاشی در این سخنرانی را می‌توان «دعوت به حفظ ظرفیت سیاست در دل بحران» دانست؛ دفاع از این ایده که حتی در زمانه جنگ نیز جامعه نباید امکان گفت‌وگو، رقابت، تفاهم و تنظیم تعارض‌ها از مسیر سیاست را از دست بدهد. در این چارچوب، وظیفه اصحاب علوم‌اجتماعی تنها تشخیص بحران نیست؛ بلکه حفظ زبان و میدان‌هایی است که جامعه از طریق آنها می‌تواند بحران را به مناسبات پایدارتر اجتماعی و سیاسی ترجمه کند.

چگونه «ظرفیت گفت‌وگو» جامعه را در میانه جنگ حفظ کنیم؟ / نجات «سیاست» از آتش بحران / چرا علوم اجتماعی نباید میدان گفت‌وگو را به منطق جنگ واگذار کند؟

من فحش می دهم پس هستم/ خواست سلطه در نسبت دادن توهین به دیگری/ برچسب‌زنی روشنفکران تحکیم سلطه خشونت آمیز می انجامد

  • از

من فحش می دهم پس هستم/ خواست سلطه در نسبت دادن توهین به دیگری/ برچسب‌زنی روشنفکران تحکیم سلطه خشونت آمیز می انجامد

من فحش می دهم پس هستم/ خواست سلطه در نسبت دادن توهین به دیگری/ برچسب‌زنی روشنفکران تحکیم سلطه خشونت آمیز می انجامد

با کمک از روش و شیوه مهارت زبان ارتباط بدون خشونت قرار است نیازهای ناگفته و پنهان، نمایان شوند. در این معیار با آگاهی و پاسخ به چرایی آن چه که در واژه شیاد استعداد ظهور و آشکار شدن دارد میل و نیازی به قدرت خواهی و سلطه پنهان شده در پسِ مفهوم آن است.  قدرت نیازی ذاتی، بنیادی و اساسی است که خواستن آن نشان از مستقل بودن، موفقیت، دیده شدن و اهمیت داشتن در انسان را علامت می دهد. در بیانِ خشونت آمیز، فرد در حالتِ ناخودآگاهِ فعال، آرزومندی، میل و حتا حسرتی برای قرار داشتن در موقعیتی دست نیافتنی و دور مانده از آن چه اکنون است و دیده می شود.

من فحش می دهم پس هستم/ خواست سلطه در نسبت دادن توهین به دیگری/ برچسب‌زنی روشنفکران تحکیم سلطه خشونت آمیز می انجامد